اخبار و مقالات
بخش اول - مقدمه و تاریخچه تفکر نقادانه ( Critical Thinking )
مدخل تفکر انتقادی در دانشنامه فلسفه استنفورد (۱)
بخش اول - مقدمه و تاریخچه تفکر نقادانه ( Critical Thinking )
- 7 دی 1404
- ارسال شده توسط: سبحان هوشیار
- دسته بندی: تفکر نقادانه

خرد و خیال – دانشنامه استنفورد یکی از دقیقترین دانشنامههای آنلاینی است که مفهوم تفکر انتقادی (سنجشگرانه اندیشی) را واکاوی کرده است.
این متن بخش اول از ترجمه و تلخیص مدخل تفکر انتقادی در دانشنامه استنفورد است و به مرور ۹ بخش دیگر نیز منتشر خواهد شد. تلاشی برای ارائه یک راهنمای معتبر و دقیق به مخاطب فارسیزبان تا با ریشهها، تعاریف، مؤلفهها و چالشهای این مفهوم بنیادین آشنا شود.
تهیه و آماده سازی ترجمه: سبحان هوشیار
مقدمه و تاریخچه مفهوم تفکر انتقادی
مفهوم تفکر انتقادی (Critical Thinking) یکی از پذیرفتهشدهترین اهداف آموزشی در جهان مدرن و سنگبنای یک زندگی هوشمندانه است.
در دنیایی که با حجم عظیمی از اطلاعات و دیدگاههای متناقض روبرو هستیم، توانایی ارزیابی دقیق باورها، تحلیل مستدل شواهد و تصمیمگیری منطقی، دیگر یک مهارت لوکس نیست، بلکه یک ضرورت است.
بیشتر بخوانید: کارگاه گفتوگوی منطقی و تفکر نقادانه حضوری و آنلاین
این توانایی به ما کمک میکند تا از پذیرش منفعلانه ایدهها فراتر رویم و به شهروندانی مستقل، کارمندانی کارآمد و انسانهایی خودآگاه تبدیل شویم.
تفکر تأملی جان دیویی در ۱۹۱۰
استفاده از عبارت «تفکر انتقادی» برای توصیف یک هدف آموزشی به فیلسوف آمریکایی، جان دیویی (John Dewey)، در سال ۱۹۱۰ بازمیگردد. دیویی اغلب از اصطلاح «تفکر تأملی» (reflective thinking) استفاده میکرد و آن را اینگونه تعریف مینمود:
بررسی فعالانه، پیگیرانه و دقیق هر باور یا شکل مفروضی از دانش، با در نظر گرفتن مبانیای که از آن حمایت میکنند و نتایج آتی که به آن گرایش دارد.
جان دیویی در این تعریف بر «مبانی» و «نتایج» تأکید میکند. این یعنی تفکر انتقادی فقط به گذشته (این باور از کجا آمده؟) نگاه نمیکند، بلکه به آینده (این باور به کجا میرود؟) نیز معطوف است. این یک دیدگاه پویاتر از صرفاً نقد کردن است.
دیویی این عادت ذهنی را با نگرش علمی یکی میدانست. ارجاعات متعدد او به فرانسیس بیکن، جان لاک و جان استوارت میل نشان میدهد که او اولین کسی نبود که پرورش نگرش علمی را به عنوان یک هدف آموزشی پیشنهاد میکرد.
از دهه ۱۹۳۰ تا ۱۹۸۰ در آمریکا
در دهه ۱۹۳۰، بسیاری از مدارس شرکتکننده در «مطالعه هشتساله» (Eight-Year Study) تفکر انتقادی را به عنوان یک هدف آموزشی پذیرفتند. در همان دوره، گلسر (Glaser) در سال ۱۹۴۱ به صورت تجربی نشان داد که میتوان تفکر انتقادی دانشآموزان دبیرستانی را بهبود بخشید.
طبقهبندی تأثیرگذار بنجامین بلوم (Benjamin Bloom) از اهداف آموزشی شناختی نیز تواناییهای تفکر انتقادی را در بر میگرفت.
بیشتر بخوانید: نگاهی به تازه نشر: کتاب «راهنمای عملی گفتوگوی منطقی» داگلاس والتون
از سال ۱۹۸۰، یک کنفرانس بینالمللی سالانه در کالیفرنیا درباره تفکر انتقادی و اصلاحات آموزشی، دهها هزار معلم و استاد دانشگاه را از سراسر جهان به خود جذب کرد.
الزام به گذراندن تفکر نقادانه در مقطع کارشناسی در ایالت کالیفرنیا
از همان سال ۱۹۸۰، نظام دانشگاهی ایالتی کالیفرنیا همه دانشجویان مقطع کارشناسی را ملزم به گذراندن یک واحد درسی تفکر انتقادی کرده است. این روند نشان میدهد که چگونه تفکر انتقادی به تدریج در سراسر جهان به عنوان بخشی جداییناپذیر از برنامههای درسی و ارزیابیهای آموزشی شناخته شد.
از این مرور تاریخی درمییابیم که تفکر انتقادی از یک ایده فلسفی که ریشه در نگرش علمی داشت، به یک هدف آموزشی جهانی و یک دغدغه اصلی در آموزش مدرن تبدیل شده است.
این تحول، پاسخی به نیاز روزافزون جوامع برای پرورش شهروندانی است که بتوانند به طور مستقل و منطقی بیندیشند. برای درک عمیقتر این مفهوم، در پست بعدی به سراغ مثالهای ملموسی میرویم که خودِ دیویی برای جان بخشیدن به این ایده به کار برد.
- تذکر: این متن ترجمه و خلاصه بخشی از مقاله دانشنامه استنفورد است که توسط خانه خرد و خیال تهیه و تنظیم شده است. بخشی از تهیه مطلب بر عهده هوش مصنوعی بوده است.
2 دیدگاه
دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ
[vc_row full_width=”” parallax=”” parallax_image=””][vc_column width=”1/1″][vc_widget_sidebar sidebar_id=”default”][/vc_column][/vc_row]
[…] بیشتر بخوانید: مدخل تفکر انتقادی در دانشنامه فلسفه استنفورد (۱) […]
[…] بیشتر بخوانید: مدخل تفکر انتقادی در دانشنامه فلسفه استنفورد (۱) […]